• ورود
  • ثبت نام
  • العربية
  • English
  • youtube
  • twitter
  • facebook
  • عليٌّ اَوَّلُ النّاسِ اِيماناً : حضرت علي عليه‌السّلام اوّلين كسي است كه ايمان آورد.

محرم

واقعه عاشورای حسینی

فهرست زیر شاخه ها

تاریخ انتشار: : ۱۳۹۰/۹/۶ ۱۸:۰۱ 1247 مرتبه خوانده شده • منتشر شده در شاخه: محرم
با استناد به حدیث ثقلین کلام اهل بیت علیهم السلام همتای کلام الهی است از این رو هیچگاه گرد کهنگی و واماندگی بر روی آن نمی نشیند و تا زندگی هست این کلام زنده هست و جاویدان خواهد بود.

بر این اساس، آنچه آن ذوات مقدس گفتند و نوشتند و با عمل و رفتار خود به ما آموختند منحصر به آن عصر و زمان نبوده بلکه تا ابد بر گستره تاریخ پرتو افشانی می کند؛ سخنان و رفتاری که تا همیشه تاریخ چراغ راه رهپویان راه حق و کشتی امن دورماندگان از ساحل نجات بوده و هست و خواهد بود.

آنچه در ادامه می آید فرازهایی از سخنان و نوشته هایی است که امام حسین علیه السلام در جریان قیام عاشورا در قالب سخنرانی و گفتگو و یا نامه از خود به یادگار گذاشتند و امروز چراغ راه و کشتی نجات ما برای رسیدن به کمال انسانی است.
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۹۰/۹/۶ ۶:۴۸ 1313 مرتبه خوانده شده • منتشر شده در شاخه: محرم
مرگی که به از زندگی ننگین است

اگر شرایط حاکم بر زندگی به گونه ای دگرگون شود که دیگر امکان زندگی عزتمندانه برای مومن وجود نداشته باشد در این وضعیت تکلیف چیست؟

قرآن می فرماید در این چنین شرایطی وظیفه مومن کوچ کردن است اگر ماند و تن به ذلت داد و در اثر فشار حاکمان بیدادگر، دست از زندگی ایمانی و انجام وظایف دینی شست از همان لحظه جان دادن مورد عتاب و عقاب ماموران الهی قرار می گیرد.
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۸۹/۹/۲۲ ۲۰:۳۰ 1663 مرتبه خوانده شده • منتشر شده در شاخه: محرم
جبرئیل براى آدم روضه مى خواند


صاحب كتـاب درالثـمـین در ذیل آیه شریفـه فـتـلقـى آدم ... نقـل مـى كند كه چـون خـداى متعال اراده فرمود توبه آدم را بپذیرد پرده از جلو چشم آدم برداشته شد و در ساق عرش اسامى خمسه آل عبا را مشاهده كرد و آنها را بر زبان راند و از جبرئیل پرسید: اینان كیستند؟

جبرئیل آنها را مـعـرفـى كرد و سپس گفت خدا را به این اسامى بخوان تا توبه ات را بپـذیرد، آدم پـرسید چگونه بخوانم ، جبرئیل گفت : بگو یا حمید بحق محمد، یا عالى بحق على ، یا فاطر بحق فاطمة ، یا محسن بحق الحسن و ... .

وقـتـى جبرئیل نام حسین را برد قلب آدم على نبینا و آله و علیه السلام شكست و اشكش جارى شد، گفت : برادرم جبرئیل چرا هنگامى كه نام پنجمى را بر زبان جارى نمودم قلبم شكست و اشكم جارى شد؟

جبرئیل گـفـت : براى این فـرزندت مصیبتى روى مى دهد كه مصائب در پیش ‍ آن كوچك و حقیرند.

آدم گفت : اى برادر آن مصیبت چگونه است ؟

جبرئیل گـفـت : «او را با لب تشنه مى كشند در حالى كه غریب و بیكس و تنها است و یار و یاورى ندارد

و اگر ببینى
اى آدم او را در آن روز كه مى گوید: واى از تشنگى و كمى یار و یاور و تـشنگـى چـنان بر او غـلبه كند كه آسمـان به چـشمـش تـیره و تـار آید مثل اینكه دود فاصله شده است پس هیچكس او را یارى نكند مگر با شمشیر كه بجانش افتند و او را مـانند گـوسفند ذبح كنند و سرش را قفا ببرند و دشمنان پس از كشتن اموالش را غـارت نمایند و سرهاى او و یارانش را شهر به شهر و دیار به دیار بگردانند و زنانش را اسیر نمایند.

و این چنین در علم خداى واحد منان گذشته است ».

سپس آدم و جبرئیل گریستند مانند زنى كه فرزندش مرده باشد. 1
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۸۹/۹/۲۲ ۲۰:۲۰ 1476 مرتبه خوانده شده • منتشر شده در شاخه: محرم
اين سؤال در ذهن بسيارى از افراد به وجود مي آيد: كه با توجه به اينكه حسين عليه السلام از قدرت بنى اميه و از ضعـف و زبونى مـردم زمـان مـطلع و آگـاه بود پس چرا قيام كرد و مانند برادرش حضرت امام حسن عليه السلام با حكومت وقت كنار نيامد؟

که در اينجا به چند مورد از علل قيام اشاره مي کنيم:
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۸۹/۹/۲۲ ۱۹:۵۰ 1252 مرتبه خوانده شده • منتشر شده در شاخه: محرم
آمدن شمر به كربلا و قطع كردن آب


عبیدالله مردم را در مسجد كوفه جمع كرد، بر منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى گفت : اى مردم ! خاندان ‏ابوسفیان را آزموده اید و آنان را چنان یافته اید كه دوست دارید. این امیر المؤ منین یزید است كه مى ‏شناسیدش ؛ خوش رفتار و نیكوكردار و پاك طینت و مردم دوست و نگهبان مرزها و پردازنده حقوق به اهلش . در ‏دوران او راهها امن و فتنه ها خاموش شده است . مثل دوران معاویه ، پسرش یزید نیز بندگان را اكرام مى كند و ‏با اموال بى نیازشان مى سازد و بر كرامت و روزى شما صد در صد مى افزاید. به من دستور داده تا به شما ‏بیشتر عطا دهم و فرمانتان دهم كه به جنگ دشمنش ‍حسین به على بیرون شوید. بشنوید و فرمان برید.

از منبر فرود آمد و به ریاست طلبان بخششهایى بیشتر كرد و ندا داد همه آماده رفتن و پیوستن به عمر سعد و ‏یارى او در كشتن حسین باشند. اولین كسى كه عزیمت كرد، شمر بن ذل الجوشن با چهار هزار نفر بود. ‏نیروهاى عمر سعد به نه هزار نفر رسید. در پى او یزید بن ركاب با دو هزار نفر و حصین بن نمیر با چهار هزار نفر ‏و فلان مازنى با سه هزار
نفر و نصر بن فلان با دو هزار نفر عزیمت كردند. در پى شبث بن ربعى فرستاد. او خود ‏را به مریضى زد و پیغام داد كه اى امیر من بیمارم ، اگر مى شود مرا معاف دار. ابن زیاد پیغام فرستاد كه پیك من ‏خبر داده كه خود را به بیمارى مى زنى . مى ترسم از آنان باشى كه (وقتى با مومنان برخورد مى كنند، مى ‏گویند ما با شماییم ...1. بنگر! اگر در فرمان مایى ، شتابان نزد ما بیا. شبث بن ربعى آخر شب نزد او رفت تا ‏چهره اش دیده نشود و نشان بیمارى مشاهده نگردد. چون وارد شد، ابن زیاد خوشامد گفت و نزدیك خود نشاند ‏و گفت : دوست دارم فردا با هزار سوار از یارانت به عمر سعد بپیوندى . گفت : باشد. هزار سوار عزیمت كرد. در ‏پى او حجار بن ابجر با هزار سوار رفت . سپاه عمر سعد به 13 هزار رسید. آنگاه ابن زیاد به او نوشت : اما بعد، ‏براى تو هیچ كم و كاستى از نظر سپاه سواره و پیاده نگذاشتم . هر صبح و شام هم خبرها را با هر كه مى آید و ‏مى رود به من برسان . ابن زیاد عمر سعد را به كشتن حسین علیه السلام و شتاب در آن تشویق مى كرد. ‏عمر سعد هم نمى خواست كه كشته شدن حسین به دست او باشد.
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۸۹/۹/۲۲ ۱۹:۵۰ 1684 مرتبه خوانده شده • منتشر شده در شاخه: محرم
‏1 - ابن اعثم گويد:

شبى حسين از خانه اش بيرون شد و كنار قبر جدش آمد و گفت : سلام بر تو اى رسول خدا! من حسين بن ‏فاطمه ام ؛ فرزند تو و پسر فرزند تو و نواده تو و آن وزنه اى كه در امت خويش بر جاى گذاشتى . اى پيامبر خدا! ‏بر آنان گواه باش كه مرا يارى نكردند و تباهم ساختند و حرمت مرا نگه نداشتند. اين شكايت من به محضر توست ‏تا روزى كه ديدارت كنم . درود خدا بر تو باد!

آنگاه به نماز ايستاد و پيوسته در ركوع و سجود بود.1

‏2 - طبرى گويد:

ابو مخنف با سند خويش از ابو سعيد مقبر نقل كرده است : به حسين نگريستم كه وارد مسجد مدينه مى شد ‏و پياده بود و به دو نفر تكيه داده بود، گاهى به اين و گاهى به آن و اين شعر يزيد بن مفرغ را مى خواند:

سپيده دمان ، ستوران را نرمانم و مرا يزيد نخوانند، آن روز كه از روى ترس ، دست در دست ستم بگذارم ، در ‏حالى كه مرگها در كمين منند تا تنها بمانم .

گويد: پيش خود گفتم : به خدا قسم تمثل جستن او به اين دو بيت ، بى هدف نيست . دو روز نگذشت كه خبر ‏رسيد به مكه رفته است.2
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۸۹/۹/۲۲ ۱۹:۴۰ 1315 مرتبه خوانده شده • منتشر شده در شاخه: محرم
ابن زیاد در تعقیب نامه قبلى نامه دیگرى براى ابن سعد فرستاد كه بین حسین و یارانش و بین آب حائل شو و ‏مگذار قطره آبى بنوشند! 1

عـمـر بن سعد بلافاصله عمرو بن حجاج را با پانصد سوار بر شریعه فرات گماشت تـا امـام و یارانش را از ‏استـفـاده آب و بردن آن به خیام حسینى جلوگیرى نمایند و چون تـشنگـى بر امـام و یاران فـشار آورد امـام به ‏قـمـر بنى هاشم جناب ابى الفـضل العـباس فرمود: برو قدرى آب بیاور، حضرت عباس با سى نفر سوار و بیست ‏نفـر پـیاده درحالیكه نافع بن هلال پرچم را بدوش گرفته و پیشاپیش حركت مى نمود به شریعـه فـرات نزدیك ‏شدند عمرو بن حجاج به نافع گفت : كیستى ؟ پاسخ داد: نافـعـم ، پـرسید براى چـه آمـدى ؟ گـفـت براى ‏آشامـیدن آبى كه شمـا بین ما و آن حائل شدید، عمرو گفت : بخور گوارایت باد، نافع گفت : به خدا نمى آشامم ‏در حالیكه حسین و یارانش تـشنه اند اطرافـیان عمرو گفتند: ما را اینجا نگهبان قرار داده اند كه نگذاریم آب را ‏ببرند نافع اعتنائى به گفتار آنان ننمود و به پیادگان گفت : مشكها را پـر كنید عمرو بن حجاج و سپاهیانش آمدند ‏كه نگذارند، جناب
عباس و نافع به آنها حمله نموده و متفرقشان ساختند وقتى پیادگان ظرفها را پر از آب نمودند ‏عمرو و سپاهیانش راه را بر آنان بستند جناب عباس و همراهان با آنان به نبرد برخاستند و آنها را به جاى خود ‏بازگـرداندند و آبرا به خـیام رساندند و این جریان سه روز قبل از شهادت امام حسین علیه السلام اتفاق افتاد. 2

بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۸۹/۹/۲۲ ۱۹:۱۰ 1486 مرتبه خوانده شده • منتشر شده در شاخه: محرم
سكوت امـام حسين در زمان امام مجتبى بخاطر آن بود كه حضرت مجتبى را امام با خود مى دانست و ‏مـخـالفـت با او را جايز نمى شمرد و پس از شهادت آنحضرت نيز تا زمانيكه معاويه در قيد حيات بود حضرت ابا ‏عبدالله الحسين عليه السلام به احترام عهدى كه امام حسن عـليه السلام با معاويه بسته بود سكوت اختيار ‏نمود، اما با فوت معاويه و روى كار آمـدن يزيد كه برخـلاف مـواد عهدنامه بود: كه معاويه حق ندارد براى خود ‏جانشين تعيين كند، امام حسين عليه السلام ، عليه دستگاه طاغوتى يزيد قيام نمود.

چنانكه شيخ مفيد بنقل از كلبى و مدائنى و ديگر مورخين گفته است : پس ‍از رحلت امام حسن ، شيعيان عراق ‏به جنب و جوش افتادند و به امام حسين نامه نوشتند كه حاضرند معاويه را خـلع نمـوده و با او بيعت نمايند ليكن ‏امام حسين عليه السلام امتناع فرمود و متذكر شد كه بين او و معاويه عهد و پيمانى است كه تا مدت آن ‏منقضى نگردد نقض آنرا جايز نمى داند و وقتى معاويه درگذشت نظر خود را اعلام خواهد داشت. 1
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۸۹/۹/۲۲ ۱۹:۱۰ 1289 مرتبه خوانده شده • منتشر شده در شاخه: محرم
یكى از خـصوصیات و امتیازات بارز حسین بن على علیه السلام كه او را از همه مجاهدان تـاریخ بشریت ممتاز ‏ساخته است اباء از ضیم است . تا آنجا كه ملقب به (اتى الضیم )1 گـشتـه كه این لقـب از مـشهورتـرین ‏القـاب است بلكه حسین مثل اعلاى این عنوان و مصداق بارز آن به حساب آمده است .
بدون نظر
تاریخ انتشار: : ۱۳۸۷/۱۰/۱۳ ۶:۴۰ • به روز شده: : ۱۳۹۰/۸/۱۱ ۲۲:۲۰ 2121 مرتبه خوانده شده • منتشر شده در شاخه: محرم
نام کتاب : سخنان حسين بن علي (ع) از مدينه تا كربلا
نویسنده : محمد صادق نجمي
ناشر : دفتر انتشارات اسلامى - وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم
بدون نظر