• ورود
  • ثبت نام
  • العربية
  • English
  • youtube
  • twitter
  • facebook
  • عليٌّ اَوَّلُ النّاسِ اِيماناً : حضرت علي عليه‌السّلام اوّلين كسي است كه ايمان آورد.

امامی در بند اما آزاد

تاریخ انتشار: : ۱۳۹۲/۷/۲۹ ۱۷:۰۳1402 مرتبه خوانده شده
امام هادى علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگ وار خود، در محیطى بسیار سخت ‏و در وضع بسیار دشوار مى ‏زیست و معاصر حكومت ‏"متوكل‏" بود كه به دشمنى ‏با امام و تعقیب یاران وى و در هم شكستن پایگاه هاى او زبان زد بود و هر روز در این پلیدی ها پیشتر مى‏ رفت تا آن جا كه وقتی متوكل خطر بحران حكومت ‏خویش را احساس ‏كرد، بر آن شد تا با دو روش توامان، از بحرانى ‏تر شدن وضع‏ جلوگیرى كند:

1.حمله بردن به یاران امام و پایگاه هاى او و آزردن آنان و از میان برداشتن آثار شیعیان: تا بیش از پیش دچار وحشت گردند و آنان را خوار گرداند. او به این اعمال دست زد و به اندازه ‏اى از زشت كارى پیش رفت ‏كه قبر حضرت امام حسین علیه السلام را ویران ساخت و آثار آن را از میان برد.
2. امام دهم را از پایگاه هایش دور ساخت تا مقدمه آواره ساختن ‏و پراكندن پایگاه هاى ایشان باشد: متوكل دریافت كه اگر امام هادى علیه السلام در مدینه و دور از مراقبت او باشد، دولت او را خطرى خواهد بود. پس ‏دستور داد تا آن بزرگ وار را به سامره آورند و زیر نظر بدارند تا دور از پایگاه هاى خود در حركات و سكنات وى نظارت كند. این روش همان بود كه خلیفگان پیش‏ از او نیز عمل كردند. مامون با حضرت رضا علیه السلام هم چنین كرد و با حضرت ‏جواد علیه السلام نیز به این روش اقدام نمود و كوشیده بود كه آنان در محیط دستگاه ‏دولت به سر برند تا زیر نظر نگاهبانان قصر باشند.

متوكل با این روش مزدورانه، خواست برنامه سیاسى و دشمنى دیرینه‏ خود را با امام زیر پوشش قرار دهد. متوكل با احضار آن حضرت، وى را به اقامت اجبارى ملزم ساخت و واداشت تا زیر مراقبت ‏شدید كاخ زندگى‏ كند.


خیال کودکانه دشمن

امام هادى علیه السلام همراه فرزند نوجوان خود "حسن‏"، مدینه را به سوى سامره ترک كرد. یک روز پس از رسیدن به سامره، متوكل، امام را دعوت كرد و یاران متوكل به استقبال او رفتند اما هنگامی كه موكب امام هادی علیه السلام به شهر سامرا رسید متوكل دستور داد خاندان رسالت را به بهانه این كه هنوز قصر مناسبی جهت اقامت امام تهیه ندیده‌ اند در "خان الصعالیك" فرود آوردند. خان الصمعالیك همان طور كه از لغتش پیداست (خانه گدایان) جای محترم و مجللی نبود. هر چند اقامت امام در آن جا بیش از دو سه روز به طول نكشید ولی این نخستین ضربه ‌ای بود كه متوكل می خواست بر شخصیت امام هادی علیه السلام فرود آورد.

متوكل با چنین كردار خود خیال كرده بود كه پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را سخت كوبیده و مقام شامخ او را در هم شكسته یا دست كم از اوج اعلایش فرود آورده است ولی اگر جعفر متوكل و متوكل ‌های دیگر جهان می‌ توانستند بدانند، ملاک اعتبار انسان در محیط انسانیت چیست، هرگز بدین كردارهای كودكانه نمی‌ پرداختند.

در معرض چشمان ناپاک

هدف متوكل از احضار یا دعوت امام علی النقی علیه السلام به سامره نزد خود و نزد یاران خود، محو كردن او در حاشیه دربار خلافت ‏بود تا حتى الامكان گوش و چشم او را بپاید و هیچ نكته زندگانى او، چه صادر، و چه وارد، از نظر دور نماید. امام توجه داشت كه سیاست ‏ستم گرانه آنان نسبت به او روز به روز تندتر و بیشتر مى ‏شود تا جایی كه متوكل در پایان حكومت ‏خود به علت ‏سعایت ها و خبرچینى ‏ها بر ضد امام، آن حضرت را زندانى كرد.

آن اخبار، متوكل را هوشیار می كرد و شک را در او بیدار مى‏ ساخت و وادارش مى ‏نمود تا خانه امام را در مراقبت ‏شدید قرار دهد تا آگاه گردد كه آن اخبار درست است ‏یا خیر.

اما همه خبرها و افتراها همیشه با شكست رو به رو می گردید، بى آن كه ‏از نظر كشف اطلاعات درباره حقیقت كار و فعالیت هاى امام به نتیجه برسد.

هر وقت ‏سراى امام هادى علیه السلام مورد بازرسى قرار می گرفت، با نهایت ‏آرامش و سكون، خود را به بى‌اعتنایى مى ‏زد و طورى وانمود مى‏ فرمود كه ‏از بی گناهى خود اطمینان دارد. به پاسبانانى كه براى تجسس مى‏ آمدند كمكک می كرد تا ماموریت‏ خود را انجام دهند. براى آنان چراغ مى ‏افروخت و اطاق هاى خانه را به آنان نشان می داد تا براى دولتیان ایجاد شبهه نشود كه او فعالیت ‏غیر عادى دارد. جاسوسان خلیفه، همیشه وقتى باز می گشتند تاكید می كردند كه در سراى آن‏ بزرگوار، چیزى كه مایه شك باشد وجود نداشته است.

امام هادى علیه السلام، هر بار كه خانه ‏اش مورد بازدید قرار می گرفت، موفق‏ مى‏ شد آن چه را كه مشكوک بود پنهان سازد زیرا پول ها و نوشته ‏هایى به حضرتش ‏فرستاده مى ‏شد كه لازم بود از نظر دولت پنهان ماند. هر گاه می خواست كارى ‏را كه آشكار شدن آن از نظر دولت براى او، محظورى داشت، پنهان دارد، روش رمز به كار مى ‏برد.


دو استراتژی راهبردی

امام هادى علیه السلام در سامره زیر نظر جاسوسان متوكل شب و روز مورد مراقبت شدید بود و می كوشید طبق آن وضع دشوار رفتار كند و كارهاى خود را در آن محیط سخت ‏انجام دهد. فعالیت هاى او در آن دایره پرتشویش محدود می شد و حتى الامكان‏ می كوشید برخوردى روى ندهد. آن حضرت با توجه به فشار و مراقبت ‏شدیدى كه‏ متوجه او یارانش بود،حركت ‏خود را در دو زمینه انجام داد:

1. سازمان سرّی وکالت: امام برنامه تعیین كارگزاران و نمایندگان را كه پدرش امام جواد علیه السلام اجرا كرده بود، ادامه داد و نمایندگان و وكلایى در مناطق و شهرهاى مختلف منصوب كرد و بدین وسیله یک سازمان ارتباطى هدایت شده و هماهنگ به وجود آورد كه هدف هاى یاد شده را تامین مى ‏كرد. براى امام هادى علیه السلام از راه هاى پنهانى و آشكار، و در هر صورت ‏ممكن، پول هاى سرشار از قبیل خمس و زكات و خراج مى‏ رسید که آن ها را در مصالح عمومى اسلام به مصرف مى‏ رسانید تا جنبش فرو ننشیند. این فعالیت ها البته دور از چشم حكم رانان و مركز حكومت عباسیان بود.

2. جهاد در جبهه فرهنگی: امام هادى علیه السلام از طریق آگاه ساختن امت و نشان دادن مواضع علمى خود به صورت پاسخ‏ گفتن به شبهه ‏ها و جواب به پرسش هایى كه خلیفه از امام می كرد، تا آن امام را در تنگنا قرار دهد و نتواند از عهده حل آن بر آید، در خط مقدم جهاد فرهنگی قرار گرفت. مثلا متوكل از"ابن سكیت‏" خواست مساله ‏اى پیچیده و دشوار در حضور او مطرح كند و از امام جواب ‏آن را بخواهد. "ابن سكیت‏"،برخى مسایل را كه سخت دشوار می دانست از امام پرسید و امام در آن مبارزه و مباحثه پیروز گردید. امام هادى علیه السلام پاسخ پرسندگان را می داد و شبهه‏ هاى كفرآمیز را كه در اجتماع او رایج بود رد می كرد.

امام با كوشش خستگى ناپذیر و فراوان، خود را براى تجدید فعالیت ‏پیروان خود مصروف می داشت. هر وقت فرصت این كارها دست می داد و امكان‏ فعالیت پیش مى‏ آمد، پایگاه هاى خود را با هر روشى كه امكان داشت تقویت ‏می كرد تا در برابر مشكلات، نیروهاى پایدارى به دست آورند و مجهز و آماده‏ باشند.


پرواز در غربت

امام هادى علیه السلام بیست سال دور از وطن، در سامره تحت نظر بود و سرانجام آن حضرت در اواخر حكومت معتمد عباسی، بر اثر زهری كه او به طور مرموز به آن حضرت خورانید به شهادت رسید. در آن هنگام از بستگانش هیچ كس در سامره نبود جز فرزندش امام حسن عسكری علیه السلام كه متكفل غسل و كفن و نماز و دفن پدر گردید، و پیکر آن مظلوم غریب تبعید شده را که هنگام شهادت 40 یا حدود 42 سال داشت، در خانه خودش در سامره، به خاک سپردند.


منابع:

- سیره پیشوایان، مهدی پیشوائی.
- سوگنامه آل محمد علیهم السلام، محمد محمدی‌ ‌اشتهاردی.
- معصومین چهارده‌ گانه‌ علیهم السلام، ترجمه "نورالانوار فی تاریخ الائمة الاطهار"، جواد فاضل.
- زندگانی تحلیلی پیشوایان ما، ترجمه "الائمة الاثنی عشر علیهم ‌السلام، دراسة تحلیلة"، عادل ادیب.

منبع سایت: تبیان
چاپ صفحه ارسال به دوستان
برچسب‌ها:  امام  ولادت  هادی 
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
ارسال نظر
شرایط نظر*
همه‌ی نظرها نیاز به تایید مدیر سایت دارند
عنوان*
نام*
ایمیل*
وب سایت*
پیام*
کد تایید*
8 + 9 = ?  
نتیجه این عبارت را وارد کنید
حداکثر تعداد تلاش برای ارسال: 10 مرتبه