
منوی اصلیخطابه غدير
الْحَمْدُ للّهِِ الَّذي عَلا في تَوَحُّدِهِ وَدَنا في تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ في سُلْطانِهِ وَعَظُمَ في أَرْكانِهِ، وَأَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْما وَهُوَ في مَكانِهِ، پايگاه هاي مرتبطافراد آنلاین |
فَليُبَلِّغِ الحاضِرِالغائِبَ وَالوالِدِ الوَلَدَ الی یُومِ القِيامَة
پس برسانند حاضران غائبان را و پدران فرزندان را تا
روز قيامت.
برای مشاهده متن کامل خطبه غدير اينجا را کليک کنيد خطابه غدير تنها خطابه ايست که پيامبر خدا (صلی الله عليه وآله) نه تنها شنيدن و دانستن آنرا برای همگان واجب دانسته اند، بلکه رساندنش به ديگران را نيز بر ما تکليف نموده اند و اين امر در مورد هيچ خطبه ديگری از ايشان سابقه ندارد. وبسايت غديرخم اين جمله را در صدر اساسنامه فعاليتهای خود قرار داده و می کوشد این خطابه که در واقع آخرين خطابه و وصيت نامه رسول خدا (صلی الله عليه وآله) برای تمامي نسل بشر می باشد را بدون هيچ کم و کاست به گوش کسانی که از آن بی خبرند، برساند.
گذري در معارف
ابن عباس می گوید که: شنیدم از رسول خدا صلی الله علیه و آله که می فرمود: چونکه مرا به آسمانها سیر شبانه دادند به هیچ ملکی از ملائکه برخورد نکردم، مگر اینکه از من درباره علی بن ابی طالب علیه السلام سؤال می کردند تا جایی که من گمان کردم اسم علی علیه السلام از اسم من مشهورتر است.
پس آنگاه که به آسمان چهارم رسیدم، ملک الموت را دیدم که به من گفت: ای محمد! هیچ خلقی از خدا نیست مگر اینکه قبض روحش بدست من می باشد، بجز تو و حضرت علی علیه السلام، چون خداوند متعال خود قبض روح شما را خواهد کرد. پس چون به زیر عرش الهی رسیدم حضرت علی علیه السلام را دیدم که در زیر عرش الهی ایستاده بود. پس من گفتم: ای علی از من سبقت گرفتی؟ جبرئیل به من گفت: ای محمد! کیست آن کسی که با او این چنین صحبت می کنی؟ گفتم: این برادرم علی بن ابی طالب علیه السلام است. جبرئیل به من گفت: ای محمد! این علی علیه السلام نیست بلکه ملکی از ملائکه خداوند متعال می باشد که خداوند متعال آن را به صورت علی علیه السلام خلق کرده است. پس ما ملائکه ای که مقرب درگاه الهی هستیم هر وقت مشتاق دیدار حضرت علی علیه السلام می شویم این ملک را زیارت می کنیم، بخاطر بزرگی و کرامتی که حضرت علی علیه السلام در پیشگاه خداوند دارد.1
شب قدر کدام شب است؟
در این که «لیلة القدر» در ماه «رمضان» است تردیدى نیست; چرا که جمع میان آیات قرآن، همین معنى را اقتضا مى کند. از یکسو مى گوید: «قرآن در ماه رمضان نازل شده» ( بقره، آیه 185) و از سوى دیگر مى فرماید: «در شب قدر نازل گردیده»( قدر، آیه 1).
اصبغ بن نباته گوید: هنگامى كه امیرمؤمنان علیهالسلام ضربتى بر فرق مباركش فرود آمد كه به شهادتش انجامید مردم بر در دارالاماره جمع شدند و خواستار كشتن ابن ملجم - لعنة الله - بودند. امام حسن علیهالسلام بیرون آمد و فرمود: اى مردم! پدرم به من وصیت كرده كه كار قاتلش را تا هنگام وفات پدرم رها سازم. اگر پدرم از دنیا رفت تكلیف قاتل روشن است و اگر زنده ماند خودش در حق او تصمیم مىگیرد. پس بازگردید خدایتان رحمت كند.
مردم همه بازگشتند و من بازنگشتم. امام دوباره بیرون آمد و به من فرمود: اى اصبغ! آیا سخن مرا درباه پیام امیرمؤمنان نشنیدى؟ گفتم: چرا. ولى چون حال او را مشاهده كردم دوست داشتم به او بنگرم و حدیثى از او بشنوم، پس براى من اجازه بخواه خدایت رحمت كند. امام داخل شد و چیزى نگذشت كه بیرون آمد و به من فرمود: داخل شو. من داخل شدم دیدم امیرمؤمنان علیهالسلام دستمال زردى به سر بسته كه زردى چهرهاش بر زردى دستمال غلبه داشت و از شدت درد و كثرت سم پاهاى خود را یكى پس از دیگرى بلند مىكرد و زمین مىنهاد. آن گاه به من فرمود: اى اصبغ آیا پیام مرا از حسن نشنیدى؟ گفتم: چرا، اى امیرمؤمنان، ولى شما را در حالى دیدم كه دوست داشتم به شما بنگرم و حدیثى از شما بشنوم. فرمود: بنشین كه دیگر نپندارم كه از این روز به بعد از من حدیثى بشنوى.
از حضرت امام باقر (علیه السلام) نقل شده كه وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما میدانید كه لیلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند: چگونه ندانیم، و حال آن كه در شب قدر فرشتگان بر گرد ما طواف می كنند.
خداوند متعال در چهارمین آیه سوره مباركه قدر می فرماید: تنزّل الملائكة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ. فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هركاری) فرود آیند. فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سوره دخان نیز: فیها یفرَق كلّ أمرٍ حكیم.1 در آن شب، هر فرمانی، برحسب حكمت صادر میشود. دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذیرش یا تكلف یا هر دو مینماید. ظاهر این فعلها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می دهد. این امر كه در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آن حضرت نازل می شده است، در هر شب قدر، باید بر كسی نازل و تبیین و تحكیم یا كشف شود كه به افق نبوت نزدیك و پیوسته باشد. قبول اصل وصایت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.
برای اجابت دعا در شب قدر باید کارهایی کرد و به کسانی متوسل شد که خداوند به ما نگاه کند و دعاهایمان را اجابت نماید از جمله آنها عبارتند از:
الف ـ تأكید بر دعا در شب قدر الإقبال ـ به نقل از حمّاد بن عثمان ـ :شب بیست و یكم ماه رمضان ، خدمت امام صادق علیه السلام وارد شدم. به من فرمود: «اى حمّاد! غسل كرده اى؟» گفتم: آرى ، فدایت شوم. پس ، حصیرى طلبید. سپس فرمود:«كنار من بیا و نماز بخوان». امام علیه السلام همواره نماز مى خواند و من نیز كنار او نماز مى خواندم ، تا آن كه از همه نمازهایمان فارغ شدیم. سپس شروع كرد به دعا كردن. من نیز دعاى او را آمین مى گفتم ، تا آن كه سپیده دمید. اذان و اقامه گفت و بعضى از فرزندان نوجوان خود را صدا زد. ما پشت سرش ایستادیم و او جلو رفت و براى ما نماز صبح را به جماعت خواند. 1
در مورد این مسأله چند مطلب شایان توجه است:
1- آیا در قضا و قدر الهی تغییر صورت میگیرد؟ چیزی كه در این مبحث مورد سئوال بوده و بلكه گفتگوی فراوانی در خصوص آن شده این است كه آیا در تقدیرات مكتوب در عالم بالا و در قضای الهی تغییری صورت میگیرد یا خیر؟ آیا اصولا تغییر در این مورد امكانپذیر است؟ در اعتقادات اسلامی در دایره مكتب تشیع مسألهای تحت عنوان «بداء» مطرح شده است. «بداء» یعنی پیدایشی نوین، و منظور از آن پیدایش، طرحی نو در پارهای از تقدیرات عالم غیب است. به ویژه در روایات وارده از ائمه هدی (علیهم¬السلام)، این مطلب به روشنی پذیرفته شده و پیرامون آن مباحثی جالب طرح گشته است. مطلبی كه این اندیشه را گاه مورد سئوال قرار داده، این است كه مساله بداء با علم الهی چگونه سازگاری دارد؟ توضیح اشكال این است كه اگر محو و اثبات در مورد خود حادثه باشد، كه امكانپذیر نیست؛ یعنی موضوع حادثه دستخوش چنین چیزی نمیشود. اگر مربوط به خبر حادثه باشد كه در این صورت خبر اول نادرست است. مهمتر اینكه اگر پدیده نهایی كه قلم تقدیر بر آن جاری گشته است، از علم الهی گذشته باشد- كه گذشته- و اگر ناپایداری مرحله اول یك حادثه، از نظر قضا و قدر برای خدای سبحان معلوم باشد- كه هست- در این صورت جایی برای نوآوری در دستگاه عالم تكوین الهی باقی نمیماند. به عبارت دیگر «بداء» به منزله تصمیمی جدید در یك امر است. لازمه تصمیم جدید، جهل ابتدایی نسبت به شرایطی است كه با پیش آمدن آنها، تغییر در تصمیمگیری ضرورت پیدا میكند. با این فرض آیا دیگر جایی برای طرح مساله «بداء» در تقدیرات الهی باقی میماند؟ این اشكال و یا اشكالاتی مشابه، موجب گشته است كه گاه برخی از نویسندگان صاحب نظر همچون «فخر رازی» این اندیشه تشیع را مورد انتقاد قرار دهند.1 ولی باید گفت، این نویسندگان به حقیقت مطلب- آنچنان كه از زبان پیشوایان مذهب صادر شده است- توجه پیدا نكرده اند. اینك جا دارد بحث را از دیدگاه قرآن كریم، پیگیری نماییم و روایات اهل بیت(علیهم السلام) را در این زمینه مورد توجه قرار دهیم.
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ
ما این قرآن عظیم الشأن را در شب قدر نازل کردیم «1» و چه تو را به عظمت این شب قدر آگاه تواند کرد «2» شب قدر از هزار ماه بهتر و والاتر است «3» در این شب فرشتگان و روح به اذن خدا از هر فرمان نازل گردند «4» این شب تا صبحگاه، رحمت و تهنیت است «5››
عدم منافات شب قدر با اختیار
در پاسخ اینكه چرا شب قدر، شب قدر نامیده شد سخن بسیار است از جمله اینكه: 1 ـ شب قدر به این جهت «قدر» نامیده شده، كه جمیع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعیین مى شود، شاهد این معنى در آیات 3 و 4 سوره «دخان» است كه مى فرماید: إِنّا أَنْزَلْناهُ فی لَیْلَة مُبارَكَة إِنّا كُنّا مُنْذِرینَ * فیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْر حَكیم: «ما این كتاب مبین را در شبى پر بركت نازل كردیم، و ما همواره انذار كننده بوده ایم * در آن شب كه هر امرى بر طبق حكمت خداوند تنظیم و تعیین مى گردد».
1- غسل
غسل در شبهای 19و21و23 در همان اول شب، مقارن طلوع آفتاب سفارش شده وهدف ازآن تطهیرجسمانی برای آمادگی روحی و پاک شدن از تمامی زشتیها وپلیدیهای روحی است وتا جان از آلودگیها پاک نشود روح نیزپاک نخواهد شد. در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده؛ «انجام دادن چنین غسلی انسان را از گناهان پاک می گرداند، ومانند روزی می شود که از مادر متولد گردیده است».1
معنا و ماهیت حقیقى شب قدر چیست ؟
شب قدر «قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازهگیرى است.1 «تقدیر» نیز به معناى اندازهگیرى و تعیین است.2 اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن 3 به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.4
جبران فضیلت های از دست رفته
نعمتی در ماه مبارک رمضان هست -که در بسیاری از روایت ها و دعاهای ماه رمضان تأکید شده- و آن این است که «ثُمَّ فَضَّلَ لَیلَةً وَاحِدَةً مِنْ لَیالِیهِ عَلَى لَیالِی أَلْفِ شَهْرٍ»، یک شب این ماه از شبهای هزار ماه برتر است. این یک گنج عظیم بیحد و اندازهای است که خدای متعال در این ماه قرار داده است و انسان باید تلاش کند که این گنج را به دست بیاورد. اگر به دست آورد، تدارک همهی کاستیهای عمر انسان میشود و اگر به دست نیاورد، در این عمر معمولی هفتاد- هشتاد ساله انسان کاری خیلی نمیشود کرد.
در باور مسلمانان شب قدر (به عربی: لیلة القدر) شبی است در ماه رمضان1 که قرآن در آن شب (جدا از وحی تدریجی) همچنین بهطور کامل بر محمد نازل شدهاست.2 مسلمانان باور دارند که در این شب هر امر محکمی جدا میشود.3 بنابر آموزههای اسلامی خوابیدن در شب قدر مذموم و شبزندهداری در آن سفارش شده است و دعا و استغفار در این شب وظیفه دانسته شدهاست.4 روز قدر هم به اندازه شب آن ارجمند است.5
یكی از الطاف و موهبتهای ویژه خداوند در ماه رمضان شب قدر است. چنانكه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمودهاند: «خداوند از روزها، جمعه و از ماهها، ماه رمضان و از شبها، شب قدر را برای خود اختیار كرده است»1
شب قدر اوج معنویت و عبادت ماه مبارك رمضان است. شبی كه قرآن؛ كلام خداوند در آن نازل شده است و مقدرات زندگی بشر تا شب قدر آینده در آن تعیین میشود. امام صادق (علیه السلام) در این باره میفرمایند: «ابتدای سال، شب قدر است، در آن شب آنچه از این سال تا سال آینده انجام خواهد گرفت، نوشته میشود»2
دلایل بوسیدن و احترام کردن ضریح حرم ائمه اطهار(علیهم السلام) و تبرک جستن و نشان دادن علاقه و محبت مردم به اهلبیت از سوی آیتالله العظمی سبحانی تشریح شد.
معظمله در پنجمین نشست از سلسله جلسات کلام اسلامی در مشهد به معنی اصطلاحی « تبرک» و « تبرک جستن» اشاره کرده و اظهار داشتند: سنت الهی بر این است که همیشه مسببات از طریق اسباب خواسته شود. ایشان با اشاره به اینکه قرآن کریم تبرک جستن را در شرایع گذشته نقل کرده و به آن اشاره داشته است، گفتند: یکی از این شاهد مثالها درباره داستان یعقوب و پیراهن یوسف است که میفرماید «اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِی یأْتِ بَصِیرًا وَأْتُونِی بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِینَ»( یوسف : 93) این پیراهن مرا ببرید، و بر صورت پدرم بیندازید، بینا میشود! و همه نزدیکان خود را نزد من بیاورید!» ایشان اضافه کردند: خدای متعال از طریق سبب غیرطبیعی هم پیراهن و هم اراده یوسف را در اینجا موثر نموده است.
امروز روز تولده! اما با تولد بعضیها میتوان باز هم گریه کرد! میدانی چرا؟! چون مصائب آنها در آینده آنقدر کمرشکن است که حتی وقتی در قنداق هم هستند باید بر مظلومیت آنها گریه کرد!
امام حسین (علیهالسلام) کسی است که پیامبر هم در تولدش بر او گریه کرد! ملائکه آسمانها هم در روز تولد او گریه کردند! پدر و مادرش، امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا نیز در تولدش گریه کردند! گریهای بر مظلومیت او! گریهای برای پاکی روح بخاطر او! و گریهای برای الگوبرداری و درس گرفتن از سیره او! و گریه بر امام حسین(علیهالسلام) آنقدر مورد سفارش است که در روز تولد او هم به جاست گریهای کرد و دلی شست و طرحی بر هم زد برای عبرت گرفتن و زندگی حسینی (علیهالسلام) کردن! گریه کردن و به گریه انداختن در مورد امام حسین (علیهالسلام) برابر با پاداش بهشت شمرده شده است. از امام صادق(علیهالسلام) نقل است که فرمودند: مَن أنشد فی الحسین (علیهالسلام) بیتاً مِن شعرٍ فبکی أو تباکی فله الجنّه؛ هر کس که درباره امام حسین (علیهالسلام) بیتی بسراید پس گریه کند یا بگریاند بهشت از آن اوست! به سادگی معلوم میشود که گریستن برای امام حسین (علیهالسلام) و یا گریاندن دیگران در مورد آن حضرت از چه اجر عظیمی برخوردار است و میتواند آخرت فرد را تأمین نماید. آلبوم تصاوير |
جستجونوا نماهاي جدید
خطبه غدير صوتيمقالات |