غدير خم
بیست و هفتم ذی الحجه مصادف با مرگ مروان حمار و وفات جناب علی بن جعفر علیه السلام
۱۳۹۲/۸/۵ ۱۸:۲۱ - webmaster
مرگ مروان حمار و انقراض حکومت بنی امیه
در روز بیست و هفتم ذی الحجه سال 133 هجری قمری مروان بن محمد بن مروان بن حکم معروف به مروان حمار، آخرین خلیفه بنی امیه به قتل رسید و بدین شکل حکومت هزار ماه بنی امیه منقرض شد. بعد از قیام بنی عباس به ریاست سفاح، عبدالله بن علی، عموی خویش را برای جنگ با مروان فرستاد. مروان به بوصیر که از نواحی مصر است، گریخته بود.
در طول مسیر هر کس از بنی امیه را که می دیدند، می کشتند. در کنار نهر اردن جماعت بسیاری را کشتند و روی آن ها سفره انداختند و غذا خوردند. از آن جا عده ای را همراه عامر بن اسماعیل برای دفع شر مروان فرستاد. در بوصیر، مروان را در کلیسایی سر بریدند، زبان او را قطع کردند و گربه ای زبان او را خورد. جالب این که روز قبل، مروان زبان غلامی را قطع نموده بود و همان گربه خورده بود! سپس زن و بچه او را اسیر کرده و نزد سفاح فرستادند.(1)

وفات جناب علی بن جعفر علیه السلام

روز بیست و هفتم ذی الحجه سال210 هجری قمری علی بن جعفر علیه السلام وفات یافت.(2) ایشان سیدی بزرگ وار، شدید الورع(پرهیز از گناهان)، کثیر الفضل و عالمی عامل و یکی از بزرگ ترین راویان حدیث شمرده شده است. او امام صادق علیه السلام، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام، امام رضا علیه السلام و امام جواد علیه السلام را درک نموده است. جناب علی بن جعفر علیه السلام از سایر برادران خود کوچک تر بود. ایشان پس از شهادت پدر بزرگ وارش همواره برادر خود موسی بن جعفر علیه السلام را اختیار کرده و احادیث بسیاری از آن حضرت اخذ نموده بود و روایت می کرد که از جمله آن ها کتاب مسایل علی بن جعفر است. هم چنین کتاب مسایل الحلال و الحرام و المناسک منسوب به آن بزرگ وار است.(3)

احترام علی بن جعفر به مقام امامت

محمد بن حسن عمار می گوید: 10 سال در مدینه طیبه محضر علی بن جعفر علیه السلام را درک کردم. احادیثی را که از برادر خود حضرت موسی بن جعفر علیه السلام گرفته بود، شنیدم و می نوشتم. روزی خدمتش بودم که حضرت جواد علیه السلام وارد مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شد. علی بن جعفر علیه السلام تا آن حضرت را دید، از جا برخاست و بدون کفش و ردا به خدمتش شتافت، دست او را بوسید و او را تعظیم و تکریم کرد. آن حضرت فرمودند: عمو بنشین، خداوند تو را رحمت کند. علی بن جعفر علیه السلام عرض کرد: آقای من چگونه بنشینم در حالی که شما ایستاده اید. هنگامی که آن حضرت به او اجازه فرمودند، به جای خود بازگشت و در مجلس نشست. اصحابش او را سرزنش کردند که تو عموی پدر او هستی! چگونه با وی این گونه رفتار می کنی؟ علی بن جعفر علیه السلام فرمود: ساکت شوید، سپس دست را بالا برد و محاسن خود را گرفت و فرمود: حق تعالی با این محاسن اهلیت امامت نداده، ولی این جوان را اهلیت بخشیده و امامت را به او تفویض فرموده است. با این حال چگونه فضل او را انکار کنم و چگونه به او احترام نگذارم، در حالی که من بنده او هستم.

-----------------------------------

منابع:

1-قلائد النحور،ج ذی الحجه،ص413.
2-سبل الرشاد الی اصحاب الامام الجواد(ع)،ص175.
3- سبل الرشاد الی اصحاب الامام الجواد(ع)،ص175.
4-الکافی،ج1،ص322. بحار الانوار،ج47،ص266.